حکایت موتور 4G2Kمیستوبیشی
همان ها که حتی خبر ندارند چه کلاهی بر سرشان رفته!
چه بسا که در هیچ کدام از موتورهای یاد شده هندی و چینی کوچکترین اثری از کیفیت و قدرت موتور هوریکن امریکایی و 4gمیتسوبیشی وجود ندارد... 
صحبت بسیار است...
اما عجیب هست که خیلی ها زیر بار نمیروند که نه کاپرا نه فوتون تونلند و ون دلیکا و نارون و همچنین جیپ های توسن و صحرا از خودروسازی فقط یک اسم را به یادگار گذاشته اند و بس:
به دلیل قطع رابطه پارس خودرو با شرکت جنرال موتورز آمریکا در سال 1359 و به منظور ادامه فعالیت شرکت، تولید جیپهای توسن با قطعات منفصله هندی دریافتی از شرکت ماهیندرا آغاز و به دلیل کیفیت پایین موتور و گیربکس آنها و مذاکرات با شرکت ماهیندرا در سال 1364، موتور و گیربکس آنها از طریق شرکت میتسوبیشی ژاپن جایگزین گردید.در سال 1369 خط تولید جیپ صحرا با موتور میتسوبیشی ژاپن راه اندازی شد. روند تولید محصولات ادامه یافت تا اینکه در سال 78 شرکت تحت پوشش شرکت خودروسازی سایپا قرار گرفت.
----
نسل اول 1991- 1982 نسل اول پاجرو در سال 1982 به بازار عرضه شد و در كشور ما نيز وجود دارد تا چندي پيش بيشتر در اختيار ارگانهاي دولتي همانند سازمان محيط زيست بود و به دليل دوام بالای اين خودرو بسيار مورد توجه قرار گرفت. اين خودرو با انبوهي از موتورها كه شامل 2، 3/2، 5/2 و 6/2 و 3 ليتر می شود به بازار عرضه شد. همچنين دو نوع گيربكس چهار سرعته اتوماتيك و پنج سرعته دستي براي اين خودرو در نظر گرفته شده بود. پاجرو پلتفرمي مشترك با دوج رايدر داشت و توانست به موفقيت زيادي برسد. نسل دوم: 1999- 1992 از سال 1989 تا 1990 حدود سه هزار پاجرو فروخته شد و اين يك موفقيت براي پاجرو جهت آغاز تولید در آلمان بود و با معرفي نسل دوم كه از نظر چهره و كابين تغييرات زيادي كرده بود سعي داشت تا همچنان بازار را به دست داشته باشد. همچنين نسل دوم به صورت چهارچرخ متحرك و با ترمزهاي ABS به بازار عرضه شد. اين نسل نيز در كشور ما وجود دارد و با استقبال زيادي همراه بود به صورتي كه هنوز هم خودروهاي اين نسل با قيمتهاي بالا به فروش ميرسد. پاجرو در اين نسل نيز با موتورهاي 5/2، 8/2، 4/2، 3 و 5/3 ليتر عرضه شد. اين مدل نيز همانند نسل قبل به صورت دودر و چهاردر به بازار آمد. پاجرو در اين نسل پلتفرم مشتركي با هيونداي تراكان داشت. پاجرو نسل دوم در هند نيز توليد ميشد و در بازار فيليپين با نام Pajero Fieldmaster به صورت 2×4 و با موتور 8/2 ليتري به فروش ميرفت.
----
جیپ توسن :
مزخرف ترین جیپی است که در ایران وجود دارد . بعد از انقلاب تولید شد . موتور و گیربکس و همه چیزش ساخته شده توسط کمپانی ماهیندرای هند است که در ایران مونتاژ شد . قبلا ارتش از این ماشین استفاده می کرد . اما از رده خارج کرد . این ماشین را اگر مفت هم به شما بدهند قبول نکنید
---
جیپ صحرا : از سال شصت و چهار در ایران تولید میشد . یکی از بهترین جیپ های تولید شده در ایران است . صحرا در سه تیپ روباز . اطاق دار و اطاق فایبر گلاس تولید می شد . تا سال هشتاد و دو هم تولید شد و همراه با پاترول تولید آن متوقف شد .
صحرا صاحب دو نوع موتور است . اول موتور میتسوبیشی چهارسیلندر دوهزار و هشتصد سی سی . و دوم همین موتور اما نمونه شانزده سوپاپ آن که در صحراهای مدل هشتاد به بعد وجود دارد .
این ماشین دارای دونوع گیربکس هم هست . گیربکس هندی که دنده عقب آن مثل پیکان است . گیربکس ژاپنی که دنده عقبش مثل بی ام و زیر فرمان می خورد .
صحرا ماشین خوب و قابل اعتمادی است . همچنین صاحب سه نوع دنده کمک است . کمک اول ماشین را وارد حالت دودیفرانسیل می کند . یعنی نیروی موتور به هرچهار چرخ وارد می شود .
کمک دوم قفل دیفرانسیل عقب است که باعث می شود چرخ های عقب با هم بچرخند .
کمک سوم کمک فوق سنگین است . با این کمک می توانید از شیب های خیلی زیاد بالا بروید یا بارهای سنگین را بکسل کنید .
صحرا از طریق چراغ های جلوی چهار گوش آن به راحتی قابل تشخیص است . از لحاظ لوازم یدکی هم هیچ مشکلی نیست . درضمن این ماشین توسط پارس خودرو تولید شده و تعمیرگاه های مجاز هم دارد . بعضی از مدل های ان از جمله ماشین خود من دارای کولر هم هست . اتفاقا کولر فوق العاده ای هم دارد . حسن بزرگ این ماشین موتور قوی ساخته شده توسط میتسوبیشی است . شاید باور نکنید اما موتور پاجرو تا مدل نود و دوی آن با موتور صحرا یکی است
---
خب می دونیم که جیپ ویلیز ( جیپ جنگی ) از موتور های L134 Go Devil استفاده می کرد که طراحی قدیمی داشتند و سوپاپ های دود و بنزین در این موتور های روی بلوک سیلندر بود به جای اینکه روی سرسیلندر باشه ، این موتورها با موتور بزرگتر و قوی تر و مدرن تر F4-134 Hurricane در جیپ CJ-3B ( تو ایران خیلی ها بهش می گفتن : ویلیز کاپوت بلند ) جایگزین شد . این اقدام در سال 1950 انجام شد و موتور های F134 از اون به بعد تا سال 1971 روی همه محصولات چهارسیلندر جیپ نصب شدند یعنی جیپ های چهار سیلندر CJ-5 و CJ-6 هم از همین موتور استفاده کردند ( تو ایران هم که شهباز چهارسیلندر و توسن این موتور روشون نصبه ) .
حالا این موتور F134 چی هست ؟
قبل از هر چیز این موتور یکی از موتور های مشهور f- head هست که برای نمونه باید گفت رولزرویس هم در اون زمان ها ( ! ) از این طراحی برخوردار بوده !
لغت f در این موتورها یعنی اینکه یک سری از سوپاپ ها مثل موتور های سری L روی بلوک سیلندر قرار داره و یک سری هم مثل موتور های ohv روی سرسیلندر جا گرفته !
دلیل اینکه جیپ از این شیوه طراحی استفاده کرد ،این بود که اون ها موتور های L134 Go Devil موجود را به عنوان پایه ای برای طراحی خود قرار داد و تلاش کرد تا سوپاپ ورودی سیلندر را از نو طراحی کند . به این ترتیب آنها موفق شدند محفظه احتراق جمع و جور تری ایجاد کنند ،نسبت تراکم را بالاببرند و قدرت موتور های خود را افزایش دهند.
هنگام معرفی موتور های F134 ،این موتورها با قدرت 75 اسب بخار ، قوی ترین موتورهای چهار سیلندری بودند که به شکل انبوه در آمریکا تولید می شدند.
قدرت موتور های F134که در جیپ های 4 سیلندر آمریکایی موجود در ایران اعم از شهباز و توسن و cj-3b و احیانا cj5 مونتاژ آمریکا برابر است با :75hp (55 kW) at 4000 rpm
خب البته دارندگان این خودرو ها در شرایط عادی هیچ وقت نمی توانند از توان 75 اسب بخار استفاده کنند زیرا خط قرمز ( red line) موتور خودروی آنها 3200 rmp تعریف شده است .
همچنین گشتاور ( تورگ ) این موتور
114ft·lbf (154 N·m) at 2000 rpm
اندازه گیری شده است .
ضریب کمپرس آن هم 7.5:1 است .
حجم این موتور ها نیز 2200 سی سی است .
---
یشرانه 2000 سی سی میتسوبیشی ون <<دلیکا>> با16 سوپاپ حدود 120 اسب بخار قدرت دارد که در مجموع وزن حدود4/2 تنی آن را به سرعت محدود شده 157 کیلومتر میرساند،عملکرد این موتور نسبت به حجم ابعاد ووزنشرا میتوان با یک پراید انژکتوری وسایر خودروهای وطنی بعد از دو سال هیچ گونه سر و صدایی از داخل خارج و زیرماشین شنیده نمیشود، فرمان،کلاچ،ترمز،اهرم تعویض دنده کلید ها و بسیاری از قطعات کوچک ترین خلاصی و لقیپیدا نکرده اند و مثل روز اول محکم وبدون لرزش هستند. صدای موتور به حداقل رسیده و پیشرانه نرم کار میکند آنقدرکه من بارها موتور روشن را استارت زده ام! دنده ها نرم و راحت جا میروند و اهرم تعویض دنده در موقعیت مناسبیقرار دارد. رانندگی در شهر به خاطر وجود فرمان هیدرولیک آن آسان است،گرچه فاصله کوتاه بین دو محور جلو عقب در جادها وسرعت های بالا باعث حرکت الاکلنگی میشودامَا بای پارک کردن و عبور از بین ماشین ها عملکرد خوبیدارد،هندلینگ مناسب دلیکا در عبور از پیچ ها وجهت سبقت گیری جای تعجب دارد!البته همان روز های اول لاستیکهایش را با نمونه R14 80/215 کمهو تعویض کردم که تا حدی نرم تر شد ودر حرکت در پیچ ها نیز محسوس بود. طیدوسفر4500و1700 کیلومتری که به همراه خانواده در شرایط مختلف با آن رانندگی کردم دریافتم که نسبنت بهکاربری اش با سرعت پایین و رعایت تمامی اصول رانندگی با آن حرکت کنید امَا ترمز ABS آن که در شرایط خاص ترمز های شدید به کار می افتد لرزش بسیاری دارد که گاهی حس عدم اطمینان کاهش ایمنی را تداعی میکند. وجود کاتالیزور آلودگی اش را بسیار کم نموده و در مدل2000سی سی استاندارد آلودگی یورو سه ودر مدل 2400سی سی یورو دو را داراست.
استفاده از بنزین سوپر کیفیت حرکتی را به طور محسوسی افزایش میدهد و خصوصاً کولر در قسمت عقب با توجهبه تجهیزات جدا گانه ای که برای آن تعبیه شده، کارایی متوسط دارد. میزان مصرف سوخت آن با بنزین معمولی درجاده5/9 لیتر در هر 100 کیلو متر و در شهر5/11 لیتر است که با توجه به تعداد سر نشین و میزان استفاده از کولرافزایش چشمگیری دارد. شتاب ون دلیکا در دنده دو و سه خوب است البته روشن بودن کولر از شتاب میکاهد.
بزرگترین ایراد ون <<دلیکا>> سمفونی گوشنواز و گاه گوشخارش دیفرانسیل آن است. به گونه ای که شرکت واردکننده مجبور شده تعمیر کارانی را به شهر های مختلف جهت تعمیر و گاه تعویض آنها گسیل دارد. در خودروی موردآزمایش، درسرعت های 80 تا95 کیلومتر این صدا به گوش میرسد که تعمیر کاران آن را زیاد مهم ندانستند!
عیب دیگر، فاصله کم محور های جلو و عقب نسبت به طول خودرو است، گرچه در هنگام پارک و عبور از بین ماشینحُسن تلقی میشود ولی در جاده های پُر دست انداز و خصوصاً دست انداز های متوالی موجب حرکت الاکلنگی آن میشود که برای سرنشینان ردیف های آخر رضایت بخش نیست.
ایراد دیگر، بدنه ضعیف آن است، به گونه ای که در بر خورد موازی با خودروی کناری متوجه شدم طلق راهنمای آناتوموبیل بدون آن که بشکند، روی بدنه دلیکا طولی کاملاَ عمیقی را به وجود آورده است، اگر از پهلو به اغلب دلیکاها نگاه کنید از این خطوط شیار ها فراوان است دیده میشود، سپر های جلو و عقب نیز از مواد پلیمری نازک ساختهشده است. مورد دیگر دشواری دسترسی به قطعات و اجزای موتور به خاطر قرار گیری آن زیرصندلی های جلو است که این امر سرویس های دوره ای مثل تعویض فیلتر هوا، کنترل سطح آب باتری تعویض شمع ها و وایر ها را مشکلمیسازد و همراه با صندلی جلو سمت راست است. سیستم برق،کامپیوتر و وایر های آن ظاهراَ آمریکایی است
امٌا وایر ها باید در محدوده 30تا40 هزار کیلومتری تعویض شوند، ولی شمع ها با مارکTORCH تا100 هزار کیلومتر وگاه بیشتر، هم چنان کارآیی دارند.
پُر کردن مخزن شیشه شوی آن که در اتاق جلوی پای سرنشین سمت راست است، مشکل است نگارنده قیفیبه صورت حرفZساخته است پوشش سقف آن پس از مدتی دجار افتادگی میشود. رادیاتور کولر آن نیز بیرون درست نزدیک چراغ جلو سمت راست به صورت افقی قرار گرفته که در برخورد با جدول ها و سنگ ها آسیب میبیند.امَا نکته مثبت، خدمات بعد از فروش قابل قبول آن بوده به گونه ای که شرکت وارد کننده بارها با تلفن همراهصاحبانش تماس گرفته واز چند چون سرویس ها و عملکرد نمایندگی ها سوال میکند. کیفیت مطلوب قطعات،کلیدها، دسته راهنما و چراغ، برف پاکنو...که هنوز پس از49هزار کیلومتر کار میکنند، ارزش مند است و سیستمضد سرقت مناسب، شیشه بالا بر های برقی جلو، با سرعت و کیفیت روز های اول همچنان کار میکنند.صندلی های ردیف دوم سوم قابلیت خوابیدن تا حدود 160 درجه را دارند، که برای مسافت های طولانی خسته کنندهاست. فنرهای جلو از نوع بازوهی ضد غلطش نسبتاَ نرم بوده ولی فنر هی شمش عقب در مسافت های طولانی آزار دهنده هستند.
lالبته نباید از نظر دور پنداشت که ون نارون نیز همین مشخصات و همین مسائل را با مونتاژتوسط شرکت گروه بهمن داراست.